یک پایان،یک آغاز

چه زود گذشت،انگار همین دیروز بود که عملیات بتن ریزی داشتیم.باید بگم بتن ریزی اون روز هم به خوبی و بدون مشکل انجام شد.امروز آخرین روز کارآموزی من بود طی این مدت چیزهای زیادی یاد گرفتم و سعی کردم مهارت های عملی خودم و بیشتر کنم. همینطور امشب شروع کلاس نجات غریق ام بود.امشب بعد تمرین های کلاس یکم شنا کردم به یاد گذشته ها.بی صبرانه منتظر کلاس شنای فردا و آموزش بچه ها هستم.

کارآموزی

چند وقت بود که به صورت ۲۴ ساعته درگیر کارها بودم و فرصتی برای کارهای شخصی و آپدیت کردن وبلاگ ام نداشتم.

واین مدت که خیلی هم کم بود درس های خوبی به من داد،البته پروژه های درسی هم انجام شد.

از ۲۷ ام تیر اولین روز کارآموزی من به صورت رسمی در دفتر فنی کارگاه مجتمع مهندسان بابل شروع شد-هر چند که از قبل در کارگاه ها و پروژه های مختلف از جمله آب و فاضلاب و شبکه جمع آوری فاضلاب حضور داشتم- که واحد درسی ام نبودند.

کارآموزی تا اینجا که خیلی خوب بوده و فردا عملیات بتن ریزی داریم و امیدوارم فردا هوا خوب باشه.